هر وقت که سخنرانی های کریم مجتهدی را می شنوم معده ام به هم می ریزد،با آن عبارت الاخری مضحکش(سعی کنیم تا همه عمر دانشجو باشیم)،اینکه او واعظ نامتعظ است فی الحال بحث من نیست،البته این نحو تکلم مشار الیه که خود را معلم فلسفه می نامد و سالیان متمادی است که درس کانت دانشگاه تهران را در قبضه خود دارد شیوه ای است شاید دلپسند ولی بی مایه از صداقت.اول کسی شجاعت آن را بدست آورد و جرات کرد که از فضیلت بودن تواضع بپرسد،کانت بود.پیش از آن این مساله از جنس مقدسات و نزدیک شدن به آن جز محرمات بود.به راستی آنچه که بدان تواضع می گویند را چرا یک فضیلت می شمارند.شخصی که متواضع لقب می گیرد سخنش یا کاذب است و یا صادق،در صورت صحت طرف دوم او شایسته مدح نیست و اگر کذب باشد یعنی خود را از آنچه که هست کمتر بنماید،یا ستایش دیگران را می طلبد ویا نمی طلبد.درحالی خواهان توجه آنها نباشد پس نمی خواهد که آدمیان سخن او را به حساب خضوعش بگذارند بنابراین باید کاذب او را صادق فرض کنند که در این وضع تواضعی که در موضع به غلط افکندن به سر می برد،نه فضیلت بل رذیلت است.و یا شیفته پرستش و مداحنه است و در پی ارضای تفرعن خود از قبل جلب توجه دیگران، که این هم منبعی جز خبث و خست ندارد.

