تبليغاتX
دقیقه ای بر دغدغه ها
فقط کافی است آنچه می گویند صادق باشد به این معنا که او موجودی باقدرت لایزال و بی منتها باشد. همین کافی است تا بر حساب امثال من مهر باطل زده شود ،که سنان به پیکار او برداشته ام.در این حال هر جد و جهدی سند بلاهت خود را امضا کردن است که پای این خندق هر چه تزویر هم بریزیم توفیقی حاصل نمی گردد. آخر مگر مکر بی تکیه گاه قدرت راه به جایی می برد؟ که اگر هم ببرد بی درنگ باید در پی اندوختن قدرت و مکری نو باشد که چون خصم آن فریب را بیاموزد به سبب قدرت فائقش سریعا بر ما چیره می شود. پس این تزویر بلا زور علی الدوام نمی تواند باشد،که اگر بقا خواهد نباید مشت خود را از قدرت خالی گذارد و تکیه تنها بر عاقله محدودش کند که چون رقیب ضربه خورد از نام برخیزد و دیگر دیر به دام افتد. سناتوران شاید از سر بخت،اقبال آن را بیابند و حقه شان کارگر افتد و سزار غافل را برای خدایان قربانی سازند. ولی با دشنه نمی توان از پس شمشیر آگوستوس هوشیار بر آمد.

حال تکلیف ما با چنین موجودی که خود را خیر الماکرین می نامد چیست؟هر چه هم نیرنگ ببافیم باز هم افاقه نمی کند،که این انسان هیچ مسند مستحکمی برای تکیه ندارد و صفر در هر عددی صفر است و بی نهایت بر هر کسری بی نهایت، پس از میدان به در شدن خدا بر حسب دلیری انسان جز شوخی نمی تواند باشد، و لاجرم روزی این افراشته سست بابل فرو می ریزد.آهوی بیچاره ای که چنین در کف شیر خونخاره است،تنها می تواند در این امید باشد که این بیش از یک خواب آشفته نیست.

+ نوشته شده توسط متکلم در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:50 |