تبليغاتX
دقیقه ای بر دغدغه ها -

مي گويند شكر منعم واجب است،لعن جائر چه طور؟ وقتي اين مقدمه استدلال را به كار مي برند پيش از آنكه ذهني بتواند تكاني به خود دهد اندكي آن را روشن سازد آن ها نتيجه خود را گرفته اند. و عقلي كه در ميان اينكه سر تعظيم فرود آورد و يا بانگ مخالف بر آورد كه شكر منعم واجب نيست و سپس به بي شرمي و بي خردي متهم گردد،مطمئنا عقل بودنش را بر بي عقلي ترجيح مي دهد و طوق بندگي را هر چند به اكراه و انزجار مي پذيرد. اما صورت اين قياس كه به طور شكر منعم واجب است خدا منعم است پس شكر او واجب است مي آيد  چندان دست ما را خالي نمي گذارد،صورتش كاملا صحيح و نتيجه اش به سبب شكل اول بودنش در خودش مسطور و مستتر است. و حد اقل در نزد عده كثيري در افتادن با اين شكل سند جهالت خود را امضا كردن است،پس به آنكه به چنين راهي نرويم ولي  نتيجه منتج شده در اصل قضيه جدي جديدي نيست كه مكشوف گردد بلكه همان پيش فرض مجددا البته به نحو جدا رخ مي نمايد.  پرسش مي بايست معطوف به پيش فرض گردد تا عيار آن را بر ما مسلم سازد يعني اينكه چرا خداوند را منعم مي دانيد؟ بلاشك شرحشان اشارت به عالم، كه اين نعمت درسي براي پذيرندگان عبرت و خوشبختانه نه براي من گرفتار غفلت. باز هم پرسش باقي است،كه شما را چه شده كه اينها را نعمت مي دانيد غير از آن است كه هم او اين سخن را در دهانتان قرار داده. جائريتش به حدي است كه حتي جورش را در نظرتان جوهر كرده.حتي اگر نعمتي داده باشد به همين سبب سر به سر مي شود و بهانه اي براي پرستشش نمي ماند

+ نوشته شده توسط متکلم در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت 15:34 |