تبليغاتX
دقیقه ای بر دغدغه ها - پاسخ مجدد به میلاد

شاید این سخن قدری سنگین باشدکه اگر تنها میان پوزیتویست و آنارشیست معرفتی مختار باشم(که خوشبختانه چنین نیست) حتما آنارشیست می شوم.

مصلحت بر این دیدم که ابتدای کلام را با چند سخن غیر معرفتی آغاز کنم.نخست اینکه کارنپ دیگر همفکرانش هیچ کدام فیلسوفان کمی نبوده و نیستند بلکه تنها از نظریه ای حمایت می کنند که تناقضات زیادی در درونش و با جهان واقع دارد. دوم اینکه در مورد مثالی که آوردی باید بگویم که خیلی کم می توان از این مضحکتر مثالی زد(شتر سبز)و در نقد مثالت، گفتنی است که نظریه ات اصلا تجربی نیست که کسی بتواند آن را تایید و یا ابطال کند (گمان اینکه در آزمایشگاه به چنین نتیجه ای رسیده ای چیزی را درست نمی کند).رویت خدا(به هر نحوی) و عواطقف اشخاص،هیچ کدام در حوزه داوری تجربه قرار نمی گیرند.بعدها شاید در این خصوص که تایید پذیری چیزی را حل نمی کند نکاتی را بگویم.

حال به بخش جدی تر نوشته وارد می شویم. در نظر اول ابطال گرایی پوپر بسیار ساده و همه فهم می نماید و شاید همین باعث گشته تا عده زیادی پیرامونش نقد پردازی کنند.در حالی که این نظزیه پیچیدگی های خاص خورد را دارد،فی المثل وقتی من دست به باز خوانی آثار پوپر می زنم، هر بار جیزهای جدیدتری می آموزم هرچند که باد اعتراف کنم که بسیاری از غوامضش همچنان بر من پوشیده مانده،حال چه رسد به کسی که اطلاعاتش از طریق منابع درجه چند است.

نکته ای در خصوص فهم ابطال گرایی هست که باز هم در آن همان توهم همیشگی مشاهده می شود که نظریه ای که ابطال پذیر باشد محکوم به سرنوشت محتوم سقوط است و برای رفع آن باید معیار صدق و کذب را در بررسی نظریه های علمی به دور انداخت،زیرا که ما در علم به هیچ حقیقت بی خللی دست نیافته ایم. حال به سراغ بحث بسیار مهمتری می روم.ابطال گرایی معیار تمایز یک نظریه علمی از غیر آن را در این می داند که نظریه قابلیت ابطال از"طریق تجربه"را داشته باشد(هیچ تجربه ای نمی تواند به نحو مستقیم نظریه مابعد الطبیعی را براندازد) به این معنا که ابطال تجربی نظریه علمی امری ممکن است.در خصوص قانون اول نیوتن شاید هیچ آزمایش عملی برای ایجاد خلا کامیاب نباشد و ما به هر مسیری که برویم بتوان در آن مناقشه کرد ولی نکته ای که ضروری است این است که ما هرگز و در هیچ موردی شرایط آزمایشگاهی مطلوب را نداریم(همان طور که هراکلیتوس گفت جهان در سیلان محض است)و این خود ردی بر دقیق و بی خدشه بودن علم موجود است(که رای رایج پوزیتویستهاست) و من می خواهم ادعا کنم که آزمایش عملی (در هر زمینه ای که باشد)که نتوان درآن مناقشه کرد و همگان از آن یک چیز را در یابند وجود ندارد.پس برای ابطال گرایان معیار علمی بودن این است که ابطال قضیه از طریق تجربه نا ممکن نباشد.به مثالی توجه کنید:هر انسان شاخداری قدش بلندتر از دو متر است.این قضیه برای پوپر از ساختاری کاملا علمی بر خوردار است،هرچند که ما تا ابد چنین چیزی را نداشته باشیم و آزمایش عملی در خصوصش مقدور نباشد ولی در عرصه نظر نقیضش قضیه:بعضی از انسان های شاخدار قدشان بیشتر از دو متر نیست.است و هیچ محالی را سبب نمی گردد.اکنون به قسمت جذابتر وازد می شویم."هر اتفاقی که در جهان بیافتد لا محال است"سخنی است که هر مشاهده ای آن را تایید می کند و برای کارناپ باید علمی باشد در حالی که در ابطال گرایی چنین نیست و به نظریات مانند این اجازه ورود داده نمی شود زیرا که نقیضش:"بعضی اتفاقات در جهان می افتد محال است" خود امری محال است و چنین مشاهده مبطلش امکان پذیر نیست.نظریات مربوط به روان کاوی فرویدی و روانشناسی آدلری نیز از این دستند که مثالشان نخ نما شده.از این مطالب به نکته ای پی می بریم(اگر تا به اینجا خوب دقت کرده باشیم)که ارزش یک نظریه علمی در چیزهایی که تایید می کند نیست به طور ساده،اهمیتش به خاطر (نه)هایی است که می گوید و نه (آری)هایی که بیان می کند(اگر بخواهم به زبان کارناپی بگویم یک نظریه می بایست احتمال وقوع وقایعی را صفر اعلام کند).ملاک ارجحیت نظریه ها در نزد پوپر( برخلاف کارنپ) در ارتباط با نقد پذیری(جانشین بهتری برای ابطال پذیری)گزاره ها است و هر چه گزاره ای قابلیت نقد بیشتری داشته باشد(ابطال پذیر تر باشد)یعنی موارد بیشتری را رد کند و بتواند از کوششی که برای ابطالش صورت گرفته پیروزمندانه خارج شود تایید مهمتری نسبت به نظریه مشابهی که موارد نا ممکن را بسیار کمتر اعلام می کند می گیرد.

در پایان باید بگویم که من نمی خواستم این جواب را بنویسم و قصدم نوشتن مطلبی مربوط به ریاضیات بود(که بعدا صورت خواهد گرفت)ولی سکوت و بی اعتنایی را دور از ادب دیدم،هر چند که دیگر حوصله تکرار مکررات را ندارم،بلکه نقد و سوال جدیدی طرح شود.دیگر آنکه کسانی که ادعای نقادی دارند،جرات نقد شدن هم باید داشته باشند.پس بهتر است قسمت نظراتت را باز بگذاری.

والسلام علی من اتبع الهدی

+ نوشته شده توسط متکلم در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 1:40 |